سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )
181
تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )
او گواه باشند . عبد اللّه ، با رقعه سفيد و همراه با جمعى از اشراف قريش من جمله عبد اللّه بن عامر و عبد الرحمن بن سمره ، به همراهى برخى ديگر از اشراف شام به سوى حسن ( ع ) بازگشت و به او گفت : « معاويه با همهء شرايطى كه براى شما از او خواستهايم موافقت كرده است و شما آنچه را كه مىتوانيد بر اين رقعه سفيد مرقوم داريد . » حسن ( ع ) پاسخ داد : « تا آنجا كه به خلافت مربوط مىشود ، من ديگر علاقهاى بدان ندارم ، اگر آن را مىخواستم به معاويه تسليم نمىكردم و اما در مورد پول ، معاويه هرگز نمىتواند براى اين موضوع وقتى كه مطلب [ واقعى ] مورد سؤال مربوط به [ جامعه ] مسلمين است ، شرطى قرار دهد . » حسن ( ع ) سپس منشى خود را صدا زد و از او خواست تا اين جملات را بنويسد : « اين شرايطى است كه حسن بن على بن أبي طالب ، بر اساس آن با معاويه بن ابى سفيان صلح مىكند و حكومت يا مملكت امير المؤمنين على ( ع ) را به دو واگذار مىنمايد : 1 - معاويه بايد بر اساس كتاب خدا ، سنّت پيامبر و رويهء خلفاى راشدين حكمرانى كند . 2 - معاويه هيچكس را به خلافت پس از خود منصوب و يا انتخاب نخواهد كرد و انتخاب خليفه را به شوراى مسلمين واگذار خواهد نمايد . 3 - مردم را در هر جايى كه در سرزمين خداوند باشند به حال صلح و صفا واخواهد گذاشت . 4 - امنيت و صلح زندگى ، مال ، زنان و فرزندان اصحاب و پيروان على ( ع ) را تضمين خواهد نمود . اين موافقتنامه ميثاقى است جدى به نام خداوند كه معاويه بن ابى سفيان را ملزم به حفظ و اجراى آن مىنمايد . 5 - هيچ گونه آزار و زيان و عمل خطرناكى ، چه پنهان و چه آشكار نسبت به حسن بن على ( ع ) ، برادرش حسين بن على ( ع ) و يا هيچيك از افراد خاندان پيامبر ( اهل البيت النبى ) انجام نشود . اين موافقتنامه توسط عبد الله بن نوفل ، عمر بن ابى سلمه و ديگران گواهى مىشود . » ( 65 ) مواد صلح حسن كه توسط او املاء گشته و ابن اعثم آن را نقل مىكند بسيارى از مسائل مبهم را شرح داده و حلّ مىنمايد . زمان ارسال رقعه سفيد از جانب معاويه به سوى حسن ( ع ) در خبر طبرى نامعلوم است . درحالىكه اين زمان